دو هفته بعد

دو هفته گذشت و تو آمدی مبهوت و تغییر یافته

دو هفته گذشت و من خسته از تنهایی و باری که به دوش کشیدم

دو هفته گذشت ، نه مثل برق نه مثل باد

و من فهمیدم ، بی تو زندگیم معنا ندارد اما جریان دارد

و من فهمیدم بی تو می توانم ، بی تو می شود ،اما مثل یخ سرد و بی روح

/ 13 نظر / 10 بازدید
نمایش نظرات قبلی
رسول

سلام. اینجا می توانم بگويم که انتقادی به کلاس شما نداشتم که هیچ، چند هفته است قرار است که همسرم بیاید سر کلاستان، اما آنقدر درگیر پایان نامه است (16 مهر دفاع می کند) که امکانش نیست. نظرخواهي تان سر كلاس هم محترم، اما همه فقط براي انتقاد از ديگران آماده اند (هيچ كس ايراد را در خودش جستجو نمي‌كند) و به چنين جو انتقادي نمي توان اعتماد كرد.

بهروز

خانم مطهر سلام بهروز هستم از بچه های لیدری آخر هفته .به نام شاید منو نشناسین ولی به قیافه شاید!! به هرحال نبود جو صحیح انتقاد ریشه در نبود جو سالم آزادی بیان و احترام به آن میباشد و وبرای رسیدن به آن میتوان از محیط های کوچکی نظیر همین کلاس شروع کرد البته با در نظر گرفتن اصول اولیه دموکراسی و روابط مبتنی بر اصول احترام متقابل خالی از هرگونه بغض و کینه .قبل از تمامی موارد فوق الذکر یک پیشنیازوجود دارد و آن هم پالایش خویش است یعنی این که ما از بابت خودمان و رفع ایراداتمان مطمین باشیم و سپس به نقد دیگران بنشینیم .اگر این نباشد باز همان کلاف سر در گمی میشود که سالیان دراز بلکه قرنها در زیر دستان ناهنجارش عمرمان به تباهی گذشت.به عقیده اینجانب پس از رفع پندارها و باورهای غلطی که ما بواسطه غرور کاذب القاعی دیگران و یا حتی خودساخته دچار آن شده ایم و زایش باوری جدید از ایده ها و ابزارهای صحیح انتقادی میتوان به این مهم دست یافت. واما درد اصلی چیست...... درداصلی همان چیزی است که زنده یاد فریدون مشیری روزی در ورطه همین ناهنجاریهافریاد کشید: "هر گز از مرگ نهراسیده ام..... اگر چه دستانش از ابتذال شکننده تر ا

رسول

البته خدمت آقا بهروز عرض کنم که شعر از شاملو است، اما مهم معنی است، نه گوینده... ضمناً دیروز به مناسبت روز جهانی جهانگرد موسسه فخیمه توریست پروری که اسمش را نمی برم مبادا برایش تبلیغ کرده باشم، تعطیل بود!!! والا ما دیروز که اومدیم موسسه پرورش تورلیدر فکر کردیم الان اونجا رو چراغونی کردن و به هر کدوممون یه شاخه گل و دو تا آب نبات میدن، نشون به اون نشون که هیچ کس نبود، نه استاد، نه منشی؛ خلاصه نه از "تاک" نشانی بود و نه از "تاک نشان"! قابل توجه مه مطهر (با کمال احترام و ارادت): این جاست که فرق بین "موسسه غیر انتفاعی" و "موسسه غیر غیر انتفاعی" مشخص می شه !!...

بهروز

[تعجب]به آقا رسول بله میدونم نوشته احمد شاملو در کتاب ک......فروتن ش......است ولی مشیری هم روزی روزگاری ..... ای بماند زیاد اگه بنویسیم شاید انگهایی بما بچسبونن.حوصله این جور دردسرها رو نداریم. سلام خانم مطهر![سبز] دوباره به آقارسول: در مورد دیروز هم باید بگم که خوب همگیتون تسویه حساب مالی کردینو .مهم هم همن است.آخ که چقدر منتفرم از بوی کثیف پول که این جور جاها واقعاَ تعفنش نمایانتر از هر آفتابی میشه و وجودش حقیقی تر از هروجودی.تا کی آخه... تا کی باید آدم این دردو داشته باشه و یا این درد و تو یه انسان دیگه ببینه و تکون نخوره...اونم یه تکون حسابی.رسم عجیبیه تو این دنیای وانفسا.یاد بیت آخر شعر باز باران بی ترانه افتادم: ...که باران منو تو دردو غم دارد....خدا هم خوب میداند که این عدل زمینی....عدل کم دارد ....عدل کم دارد.... دوباره به خانم مطهر ببخشین :یه دفعه پاره ای از احساسات بر من غلبه کرد و رفتنم از دنیا بیرون ....ولی نگران نباشین من برگشتم.ببخشین میدونم افراد معمولا از کامنتهای اینجوری بدشون میاد ولی دیگه طراوشات درونی یک آدم درون گراست دیگه چاره ای نیست باید تحملش کرد یا تحملش نکردو کامنتشو پاک کرد!

بهروز

دوباره به آقارسول: فراموش کردم بگم:آقا خوش بگذره سلام منو به همشریام ومردم خوب و خوش سخن تبریز برسون. اینو نه به خاطر اینکه اصالتاَآذری هستم میگما..نه ولی اولاَ :لحجه اصیل آذری توی تبریزو ارومیه هست که من حقیقتاَ عاشق هر دوشون هستم(هم تبریز وهم ارومیه) ثانیاَ:خطه آذربایجان خصوصاَآذربایجان شرقی از قدیم الایام برخلاف تبلیغات مسمومی که میشه(و من متاسفم )همیشه فرهنگ ساز و تاریخ ساز بوده و موطن خیلی از روشنفکران ما بوده که من به شخصه به دوسه نفر از اونها خیلی علاقه دارم که به خاطر رعایت پاره ای از مصالح از آوردن اسمشون خودداری میکنم.به هر حال خوش بگذره یاشاسون عشق اولسون عزیز آذربایجانیمیز.

مه مطهر

ممنون که کامنت گذاشتید مباحثات شیرینی بود [خنده]

مریم

وبلاگت خیلی دیگه بوی ازدواج و شوهر و زندگی مشترک و حمید و ... میده.یه کم بیا بیرون از این حرفها جگرکم !

تارا

سلام من لینک تونو تو فوتو هایکو دیدم منم یه فوتو هایکو زدم به نوعی دیگر.... من به روزم

نعیمه

سلام[چشمک] به روز کن دیگه تنبل خان![زبان]

deako

سلام. چند ساله با سکوت پاییزمو طی میکنم نه شعری نه حرفی ...سکوت.دلم برای نوشتن تو این فصل تنگ شده.کاش یه متن رنگی و خیس از مهر بنویسی!!!