تسلیم ورضا

در کف شیر نر خون خواره ای                            غیر تسلیم ورضا کو چاره ای

من رضایت از روی عشق می خواهم نه از روی ناچاری .به جای آنکه بیچاره ام کنی عاشقم کن

/ 3 نظر / 11 بازدید
رسول

سلام. ممنون از لینک مهم و قابل توجهی که برای ما گذاشتید... و باز ممنون از این که به گروه شاگردانتان سر می‌زنید...

راحله

تو چشمای شیره خیره شو خبری از خون خوارگی نیست

راحله

خیلی بهش فکر کردم و به هم ریختم فرض کنیم که شیر باشه، اول تو نر بودنش شک دارم و دوم ، هنوزم معتقدم از سر خون خوارگی نیست ، شاید از سر عشقه و ما معنی عشق رو نمیدونیم؟! نمیدونم شاید ذاتشه! شایدم ما اشتباه گرفتیمش! اینم از اون چیزهاست که ازش سر در نمی آریم ! نکنه اشکال کارمون اینجاس که اول تسلیم میشیم بعد راضی؟ یه لحظه جای تسلیم و رضا رو تو عالم واقع عوض کن ،میبینی؟! باز هم درد داره اما دردش شیرینه، دیگه آزارت نمیده! منو که بخاطر این بیرحمی میبخشی؟[چشمک]