نوشتن بهانه تو را می گیرد 

پا به پا می کنم در کوران پوست اندازی

هی! صاحب من!

تنم را می فروشم ،روحم را که به حراج نگذاشته ام

کف کرده است قهوه قلبم 

هورت می کشی

فال می گیری و عکس خودت را جستجو می کنی

قاه قاه می خندی؟ بت عیار هر دم به رخی برآمده!

زندگی سخت تر از آنچه بود که در الست گفته بودی

من تشنه عاشقانه های توام

حواله ای گاهی...

تن می فروشم و تو روحم را تسخیر می کنی

این آزمون را هراسناکم

این فاحشه کیست ؟

این هر جایی، که هرز می رود مدام

مگر از خودم به تو پناه نبرده ام

این شرک خفی سر به ظاهر زده

دستم کوتاه است از توحید به نخل عرش برآمده

چرک مرد شده دلم ،وایتکسی حوالت لبیکت کن

خواب می رباید این هرزه را !

زوجت عقلی بعشقک ،زوجت نفسی بحبک

ناشذه نبوده ام که سیلی می زنی

رها که کنی این عجوزه هر جایی می شود بتلبیس های عیان

با آب دهان قرآن به رخ می چسبانم و لعنتی بر شیطان می فرستم

دیگر سر جنگ ندارم

تسلیم هم نیستم

رمقی نمانده برای هر دو

رمقم روزی کن

سنگسار کن این فاحشه را که می کشاندم به هر جا غیر از تو !

 

 

/ 8 نظر / 39 بازدید
یلدا

http://jujeordaki.persianblog.ir/post/56 اینم لبینکشه

یلدا

دختراین شعر از خودت بود؟؟؟؟؟؟؟؟؟!!!![تعجب]

یلدا

مال هر کسی که بود معرکه بووووود

پرند

بسیار زیبا..... سال نوت مبارک مهسا...خوشیهایت مستدام...

سوزان

سلام عزیزم،خیلی زیبا بود امیدوارم سالی به دور از غم و پر از موفقیت داشته باشی،اگه میتونی زندگی رو ساده تر بگیر گلم(سنگسار کن این فاحشه را که می کشاندم به هر جا غیر از تو !)خیلی خیلی زیبا بود.

deako

سلام.روزگار خوبی نیست بعد از چند ماه به وبلاگت سری زدم دیدم و خواندم و لرزیدم از غمی بزرگ که بر زندگیت وارد شده غمی که تا پایان عمر اشکهای درشت و بی اختیار را مهمان گونه هایت خواهد کرد. امید و پناهت تنها به خدا باشد تا آرام بگیری.