يک دسته گل و

                       يک دنيا ترديد

                                       تو لبخند ميزنی و لبخند من در تند باد ترس

                                               سو سو می زند

***************************

دخترکان ساده ديارم به شجاعتم غبطه می خورند

                                        و من

                                                   به نازشان

******************************

اينو بايد دو روز پيش مينوشتم اما کامپيوترم بازی در آورده بود

/ 13 نظر / 11 بازدید
نمایش نظرات قبلی
gooyande

آسمون به خاطر دخترکی معصوم که روياهای عاشقانه اش برای هميشه ميان شدت اعتماد به مسافری رهگذر جا ماند ميگريد. آرزو دارم بهانه گريه های آسمان نباشی عزيز دل

hasti

سلام عزيزم...درد بی عشقی زجانم برده طاقت....ورنه من داشتم آرام تا آرام جانی داشتم...

mahsa

سلام من برگشتم/تو رو خدا منو نخور/ببخشيد به منم سر بزن سر حال بيای

MINA

...مهسای نازنين شجاعت ارزش غبطه خوردن رو داره ولی نازو عشوه نه!!!

آمیرزا قلمدون

مکن تکرار ديگر از برايم پيچ و تاب عشق....که من از موج از مستی در اين گرداب ميترسم.......ممنون که آمدی....بهتون لينک ميدم.....پايدار باشی.

moallef

يه استادی داشتم که می گفت: هنر بدون مردم ، يعنی هيچ ، و هرگز هم موندگار نميشه .... خب نمی دونم ... شايد راست می گفت.

moallef

و چقدر زيباست ناز دخترکی معصوم در زير درخت بيد در طلوع يک صبح، .... آيا شجاعت تو چيزی جز ناز توست و آيا نياز من چيزی جز غرور من است.

harfeno

سلام به نظر من همان ناز و اشفه هم عين شجاعت است چون بيم آن ميرود که بر چشم نا محرم روا شود و تو شجاع تر که حتی آن ناز را هم نداری. موفق باشی . اگه خواستی سری هم به ما بزن.

هم زبون

سلام ... شعراتونو خوندم .... قشنگ بودن .... موفق باشين