امروز یکی از همسایه هایمان مرد ، این پیرمرد که در طبقه چهارم زندگی می کرد ،چندان هم پیر نبود ، اما الان نه مورد پیر بودنش می خواهم بنویسم ، نه در باره مردنش بلکه در باره اثراتی که مردن این آدم توی جامعه هشت خانواری ساختمان ما می گذارد :

1)ممکن است آب و برق و تلفن بعضی از همسایه ها قطع شود ! چرا؟ چون این همسایه مهربان هر بار صورت حساب آب و برق و تلفن  همسایه ها را از صندوق پست می آورد از زیر در خانه ها داخل می انداخت

2)موتور خانه خواهد خوابید و ما همه از سرما یخ خواهیم زد ، زیرا این همسایه دلسوز هر روز سری به موتورخانه می زد ، و آنرا روغن کاری می کرد ،اگر در حمام گیر می گردیم و هیچ کس در خانه نبود و دوتا جیغ می کشیدیم ،ایشان سریعا به موتور خانه  می رفت  و  درجه هیتر را بالا می برد .

3)ماشینهای ما در پارکینگ یخ خواهند زد ، آخرین کاری که ایشان کرده بود دقیقا دو ساعت پیش از فوتش الصاق  یک فقره مقوا به میله های پارکینگ برای جلو گیری از ورود سرما به پارکینگ با کمک همسایه طبقه اول بود.

4)خانه ما را حتما دزد خواهد زد ،چون من همیشه کلیدهایم را پشت در جا می گذارم و ایشان هر روز اولین کارشان برداشتن کلید از پشت در خانه ما راس ساعت 7 و تحویل دادن کلید راس ساعت 10 صبح به من یا مادرم و تاکید این نکته که به مهستا* بگویید حواسش را جمع کند ، خطر ناک است .

5)خانمهای ساختمان که همگی از آرتروز و کمر درد و پا درد رنج می برند دردشان شدت می گیرد ، چون هر گاه حتی یک کیسه یک کیلویی دست هر کدام از ما بود ایشان آنرا با اصرار به در خانه منتقل می کرد .

برای اولین بار برای همسایه ای که فوت شده بود  گریه کردم ، صورت معصومی داشت و با رفتنش سئوال بزرگی را در ذهنم برانگیخت ،اگر من بمیرم چه تغییری در همین جامعه کوچک ساختمانمان به وجود خواهد آمد ؟ و دیدم فقط چاه فاضل آب مشاع ساختمان دیرتر پر خواهد شد ! از خودم خیلی شرمنده شدم ،واقعا فکر کنیم اگر بمیریم چه اتفاقی می افتد ،خدا بیامرزدش .

 

____________________________________________

*ایشان در طی 22 سال همسایگیمان همواره من را مهستا صدا می کردند .

/ 7 نظر / 4 بازدید
ا.پورحسين

خدا رحمتش کند. اين جور آدمها واقعا سعادتمند هستند. از شما برای خواندن داستان ها و مطالبم در وبلاگم دعوت می کنم.

شيما

من واقعا قبلا به اين موضوع فکر کردم و به اين نتيجه رسيدم که واقعا هيچ اتفاقی برای اين دنيا نمی افته اگه من نباشم.نهايتش اينه که مامانم چند سالی برام گريه ميکنه...اونم چون بچشم نه اينکه به دردش می خوردم...اما تو نه.تو اگه نباشی خيلی اتفاقا ميافته عزيز

نگار

اولاْ دور از جون! ... دیگه اینکه شکسته نفسی نکن دخترم! بعدشم به نظرم تو جامعة بزرگتری اتفاقای مهمی می افته... زنده باشی

مریم

کشتی منو با اين( لينک من کو) مهستا !لينک دادم بهت.برو خوشحال باش

deako

سلام.تو که همسايه ای و ا ز دستش راضی حتما خوانواده اش هم راضی وخدا هم راضی. خوش به حالش الان پيش خداشه.يه جای امن و بی منت!(به روزم)

deako

ميگن وقتی خوابت مياد چيز ننوبس!اينجوريه!خانواده!

آيسان

تو هم اگه نباشی رستورانهای تهران ورشکست ميشن توريستهای عرب بی مترجم همزمان می پکند و آدمهای خوشحال تورهات سفرهای بی مزه و لوسی خواهند داشت تازه حميد صبحها خواب می ماند تازه ياهو مسنجر ما هم خالی می شود از لينکهای متفاوت و عنکبوتها پر کار می شوند چون بايد در مسنجر ما تار بتنند عنکبوتها که پر کار شوند آنوقت دیگر یدشان میرود پشه بخورند و پشه ها زیاد می شوند پشه ها که زیاد شدند مریضیها زیاد می شود و همه دنیا را پشه و آدمهای مریض میگیرد تازه اگر آدمها مریض شوند ......باز هم بگویم؟؟؟؟؟دیدی که اگه تلف شی چه فجایعی پیش میآید......