شوق و ترس دو روی يک سکه اند

شرم وعشق نيز

و من بر لبه اين شمشير

 بند باز لحظه های ترديدم

----------------------------------

زودتر از آنچه می انديشيدم فرا رسيد و من هنوز فرصتی برای اتمام کودکيم

 می خواهم .

             

 

-----------------------------------

بمانم يا بروم

حرمت راه آمده را بگذارم

يا سختی نيامده را بهراسم

بمانم يا بروم

شوق بودن را پای کوبم

يا ترس ماندن را بگريم

---------------------------------

لرزش دستم از شاديست

يا هراس؟

---------------------------------

ايها الناس کمک !!!!! اين چه حس دو گانه ايه ! خوب بابا من نمی دونم الان بايد

خوشحال باشم يا مضطرب (با توجه به عکس پايين راهنمايی کنيد 08.gif04.gif15.gif)

 

/ 11 نظر / 11 بازدید
نمایش نظرات قبلی
حامد

مهسا در مورد تو فقط سه كلمه مي توان گفت:خدا عقلت دهاد!ضمنا خيلي دوست داشتي از عكس بالا گوپلني بود و تو مي نشستي ساعتها سوزن مي زديش و در مزخرفات ذهني ات غلت و واغلت مي زدي؟سليقه ي عكسي ات هم مثل باقي سليقه هايت بوي شاش گرفته!!!

deako

سلام.با توجه به عکس بالا : اول انکه چرا پا برهنه؟ البته از اين بابت که تفاهم داريد ! دمپايی انگشتی در صحرا با پای برهنه فرق ندارد! دوم اگر بروی با گوسفندان چه ميکنی؟؟ دلت مياد؟ سوم اين برادر نيمه برهنه ملبس به لنگ قرمز و پتو با گيسوان بلند اينجا چه ميکند؟ به قول شاعر : يار کنار کوزه و ما گرد جهان ميگرديم.( از انجا که سرکار دستی در سر کار گذاشتن دگران داربد من که جدی نگرفتم انشا الله بمانید!!)

گوینده

گاهی رفتن حتی اگه به يه مقصد نامعلوم باشه بهتر از يه عمر نشستن و حسرت اون نرفتن رو خردنه

mahsa

سلام علکم/يعنی چی اونوقت؟؟؟؟!!!!

مه

جواب به حامد :قرارمون جاده خاکی نبود من پاکش نمی کنم چون برام فرقی نمی کنه اما حد نگهدار که اندازه نکوست//// جواب به ديکو :ای بابا من يکی کی تو رو گذاشتم سر کار . حالا نيهايتا يکی دو دفعه بوده ديگه

mirzaa - ghalamdoon

سلام . والا دروغ چرا !؟ ما عکسو نتونستيم ببينيم ولی بدون اون خوب جيزايی رو اينجا حس کرديم! دستت درست .

هستي

رفته‌اند آن لحظات تركيدن بادكنك و اشك... ديدن آبنبات و لبخند كودكانه... عزيزم نميدونم چي بگم...

hoseini

عکس زيبا است.تا رسيدن به لطف همه ما کودکيم دنيا بازيچه و بهانه برای پايان دادن به همه ترديدها وترس ها است همه کارهای ما بازی است.

مه

اين آقای حسينی خود آقای مربوطه است اما کلک زده اسم مستعار گذاشته من همين جا رسواش می کنم :))