به جاده زدیم و تازه شدیم

      البته این سفر بیشتر به خواب گذشت ،آن هم خانه خواهری از جنس باران

      تمام این سفر را در منزل نعیمه حنفی ،راهنمای مهربان اردبیلی مهمان بودیم

     تا صبح درد دلهای خواهرانه و تا لنگ ظهر خوابیدن .تمام بی خوابیهای

      1 سال گذشته را جبران کردم . و این خواهر با عشق باز بان روزه اش تبدیل به پری      مهربانی شده بود   که آرزوهای مرا برآورده می کرد .

     در این سفر دیدم و نوشیدم آنچه را که همیشه در سلوک این خاک کهن دریافته ام

      به نیر رفتیم : بولاغ لار (سرزمین چشمه های رویایی و باران ناگزیری که خیس

      خاطره مان کرد ) ، کاروانسرای سرپوشیده ای که بر بلندای گردنه ایستاده بود

      و از دشتهای پایین دستش پنج قرن است که حض بصر می برد . چشمه آب گرمی

      که بالای ناف اژدها قلقل می زد مثل کودکی که تازه لب به سخن گشوده باشد .

       به نمین رفتیم : تندیس بابا داوود که حاصل فرسایش تخته سنگی عظیم

       است و زیارتگاه بودنش به ادیان باستانی بشر می ماند که مظاهر طبیعی را

       پرستش می کردند . در سکوت پای تندیس مهمان سخاوت زردآلو  گونه طبیعت

       شدیم .زرد آلوهایی که هر طرفی را خداوند به رنگی مزین کرده بودشان .

       برای کاری در سفری یک روزه عازم تبریز شدیم ،مایکل نظری دوست مهربان تبریزی

       سفره مهربانیش را به رویمان گشود و مهمان خانه اش شدیم .هر چند زمان

       بودنمان کوتاه بود ،اما چشمان همسرش را انگار سالها بود می شناختم ،رویا

       زنی به تمام معنا تبریزی با حرکاتی موسیقی گونه بود که مشتاق دیدار دوباره اش

       هستم .

       از روی اتوبان کلانتری ،قاتل دریاچه ارومیه عبور کردیم .دریاچه گویی خون می گرید

       آبش قرمز شده و وقتی با مردمان ارومیه درباره دریاچه یا همان دریایشان سخن

       می گویی چیزی در صورتشان چشمانشان می دود که دلت را مثل دریاچه خون

      می کند .

       دوستانی را در اردبیل ملاقات کردیم و گفتیم و خندیدیم .در رستورانهایی در

       در اردبیل غذایی به نام باستیرما سرو می شود،از آشنایی با این غذا خوشوقت

        شدیم .

      و اما تمام معنای سفر دیشب برایم شکل گرفت .یشب در کبابی حاج نادر

       لبخندی عجیب دیدم .حاج نادر پیرمرد 72 ساله ای است ،که روی دیوار مغازه اش

      پول شما در مقابل کباب مصالحه می شود (همه رقم کباب 800 تومان ) می خندد

      و مغازه کوچش دنیای بزرگی است . از مصالحه کردن می پرسیم .می گوید:" من

      کبابها را با دست می زنم و ممکن است کوچک و بزرگ شود ،برای همین کباب را

     در برابر پولش مصالحه می کنم تا مدیون مردم نباشم " و می خندد با چشمهایی

     که صاف است و زلال مثل آب .

    حاج نادر تمام ارمغان سفرمان بود.انگار سفرهای ما تغییر کرده است .در سالیان

    گذشته به شگفتیهای طبیعی و باستانی کشور سرک می کشیدیم و این روزها

    در سفرهایمان آدمهای عجیب را ملاقات می کنیم .

/ 7 نظر / 26 بازدید
میلاد

بزرگترین دانلودکده افتتاح شد. هر آنچه شما بخواهید ما در اختیارتان خواهیم گذاشت. فقط کافیست هر چه میخواهید فقط به ما بگویید تا در کوتاهترین زمان بدان دست یابید. بروزترین وبلاگ که حتی از سایتهای بزرگ هم بروزتر است را به شما معرفی میکنم. از شما دعوت می شود که از این وب دیدن کنید و لذت واقعی اینترنت را لمس کنید. تمام اطلاعاتی که در سراسر اینترنت بدنبال آن هستید در این وب وجود دارد. تمام اطلاعات شامل : نرم افزار,آهنگ,عکس,جدیدترین اخبار تکنولوژی و پزشکی,جدیدترین ترفندهای ویندوز و اینترنت,و هزاران چیز دیگر. اگر وارد این وب شدید و چیزی که خواستید را پیدا نکردید کافیست مشخصاتش رو در انجمن بذارید تا در عرض کمتر از 24 ساعت درخواست شما اجرا شود. دیگر نیازی که وقت خود را صرف سرچ کردن در سایتهای مختلف کنید. کافیست فقط به ایموسافت بیایید تا هر آنچه نیاز دارید را به راحتی بدست آورید. منتظر دیدار و نظرات شما هستیم. و همینطور منتظر سفارش های شما. از بزرگترین دانلودکده بلاگ وب دیدن کنید. ایموسافت نه با یک آدرس بلکه با 5 آدرس چشم انتظار شماست. چشم به راه شما هستیم. با تشکر/گروه ایموسافت

افشین داورپناه

چه خوب ! [لبخند]

بهار

خوشحالم رفیق... همیشه به سفر های خوب و خاطره انگیز ایشالا یه دفعه خانوادگی شو بریم (:

Vahid Samadi

سلام واقعا من هم موافقم تو سفر ها آدم های جدید و خوبی پیدا میشه که اصلا فکرشو نمیشه کرد. شاد و پیروز باشید [گل]

مايكل

مهساي عزيز ... باور كن حدود 10 دقيقه همينجوري موندم كه چي بنويسم در جواب اينهمه ابراز لطفتون.ميدونيد كه ما از ديدنتون سير نشديم ولي بهونه هايي آوردين كه مجبور شديم تسليم بشيم. اميدوارم يه وقت مناسبي كنارمون باشين تا يه پست كامل از زيباييهاي سفر به تبريز بنويسين. پاينده باشيد و سرفراز ...

حسن

سلام استاد عزیز پس از موضوع گردشگری ادبی، شاید بتوان نگاه به گردشگری از منظر اخلاقی و اعتقادی را نیز مثلا با عنوان – فضیلت های فراموش شده ایرانیان- مورد توجه و بررسی قرار داد. سپاس