ماه ناموزون

 

تکه ای  شعر در یکی از متون سانسکریت درباره زن آمده که در ابتدای کتاب مهپاره به چشم می خورد

  

     زن تو ای آیت ماه شهد چکان ! از سپهر بلند فرود آی و شب تار ما را منور کن . زن تو ای مایه دلخوشی آدمی !! تویی که در زنانگیت ، رقص امواج دریای شیر – که خدایان تو را از آن آفریده اند – محفوظ مانده . ما ساکنان سه جهان (کودکی، جوانی،پیری) گهواره پستان تو را سرچشمه سه نیروی مرموز رنانه میدانیم. هنگام کودکی از آن شیر می خوریم . در میان راه زندگانی، آن را بالین سز می سازیم وگاه پیری ، بر آن می آرامیم و چشم به راه مرگ می مانیم .

********************

مهپاره یکی از افسانه های سانسکریت در مورد پادشاهی است که زن ستیز است او نه تنها زنی اختیار

نمیکند بلکه دستور میدهد تا زنان را از شهر بیرون کنند تا اینکه نقاشی با نشان دادن تصویر یک زن در میان نقاشی ها ی خود او را عاشق آن زن می کند آن زن دانای دانایان است و شرط ازدواج با او اینستکه پرسشی از او پرسیده شود که نتواند پاسخ دهد و پادشاه پس از تحمل رنج سفر فراوان و 20 پرسش موفق به یافتن پرسش جادویی میشود

به زودی برخی از پرسشها را که در قالب داستان هستند اینجا مینویسم تا پرسش آخر

در اساطیر هند باستان و همینطور در اساطیر ما زن دازای جایگاه ویپه ایست

***************

این رخ زیبا که دل را خنجر است        انعکاس از انعکاس دلبر است

**************

 خداوند بت شکن است

و بتها آنگاه که میشکنند با دهانهای باز میمیرند

ابراهیم برای همین مبعوث شد

این همه را می دانستی ؟

بت من!!!

 

نوشته شده در ۱۳۸٢/۱۱/۱٧ساعت ۱٢:٢۸ ‎ق.ظ به قلم مه مطهر نظرات () |