ماه ناموزون

   می دانی عزیزدل، می خواهم تمام دنیا را رها کنم و تا ابدیت فقط چشمهای تو را تماشا کنم .

    تمام جنگها و صلحها از همین جا آمده است، آنکه چشمهای تو را دید و با همه برسر جنگ شد و آنکه ندید و در به در 

    به دنبال تو می گردد. 

      حالا تو را یافته ام نه با کسی بر جنگم نه در به در چشمهایت. بیا همینجا چشمهایت را قاب کنیم پشت پلکهایم 

      تمام شاعران چشمهای تو را سروده اند و من فقط به کلمه ای بسنده می کنم 

       چشمهایت....

      

نوشته شده در ۱۳٩٤/٦/۱٢ساعت ۱:۳۱ ‎ب.ظ به قلم مه مطهر نظرات () |