ماه ناموزون

نما:داخلی . بعد از ظهر

دخترک: من خودمو میکشم

مادر    : باشه! اشکال نداره!

دخترک:من زنش نمیشم

مادر    :  تو غلط می کنی!!! تو عقد کن من خودم تو رو می کشم. ما تهیه دیدیم مهمون دعوت کردیم آبرو داریم

یکهفته بعد پدر دختر با گریه عقدنامه را به عنوان ولی دخترک 15 ساله اش امضا میکند.

*****

دخترک:خسته شدم چقدر بجنگم ؟؟؟چهار سال است که دارم می جنگم . من هم حق دارم به اندازه تمام آدمها

جامعه  :سکوت!

قانون   : سکوت!

پدر و مادر :آبرو توی فامیل برامون نذاشتی ! چهار سال نمیری سر خونه زندگیت!!

دخترک می اندیشد زندگی حس غریبیست زندگی کردن اما زنده نبودن در حصار عادتهای غلط زندانی بودن با طناب مبهمی به اسم آبرو حلق آویز شدن.

نما: ترمینال . دخترک در حال خریدن بلیط به سمت تهران .

دخترک : خوب شد این پولو قایم کردم وگرنه اونا که کیف پولمو ازم گرفتن از کجا پول می آوردم؟؟؟

احساس آزادی پس از یک هفته حبس کتک و هتک حرمت و به یاد می آورد مجلس عروسی :

دخترک: حالم بده میتونم برم دستشویی؟؟؟

مادر شوهر : برو ولی زود برگرد خوبیت نداره طولش بدی.

و او پس از 12 ساعت خسته و با فقط 200 تومان پول به تهران و به خانه می رسد .

نما : داخلی

 دخترک: ببین من میخوام درس بخونم کار کنم

شوهر  :  سکوت !!! کتک

و هیچ کس حاضر به شهادت دادن نیست

نما : محضر : محضر دار از بالای عینک به پسری با چهرهای آفتاب سوخته و شهرستانی و دختر بچه ای 19 ساله زل زده.

محضردار: استخاره بد اومد طلاق بگیرید

شوهر : باشه من بهش وکالت می دم

دخترک شادمان : آخیش راحت شدم

***

5 دقیقه بعد

محضر دار: ا .... شما دختر آقای ... هستید ؟؟ نمی شه پدر جان من بدون اذن ولی شما نمیتونم !! ما آبرو داریم

یکساعت بعد

پدر دختر : تو غلط کردی رفتی محضر ما آبرو داریم.

یکهفته بعد

نما : داخلی

دخترک:  من خودمو می کشم

شوهر : به درک !! ولی یه جوری بکش که معلوم نشه خودکشیه ما آبرو داریم

 

شوهر : بذار عروسیمون سر  بگیره من درستش می کنم

دخترک از درد ناشی از کتک به خود می پیچد

دخترک: چه جوری؟

شوهر : من سرطان خون دارم . اثبات میکنم

نما: مطب دکتر

دکتر : بله !! ایشون فقط تا یه ماه زندس

یکهفته بعد تهران

شوهر : اینهم شیر بها

پدر : خدا را شکر این قائله هم تمام شد

شوهر : عمو جان به دروغ بهش گفتم سرطان خون دارم اگه بفهمه هم خیلی دیر شده ما کارت عروسی دادیم میدونه آبرو ریزی میشه

 

دخترک: میکشمت

شوهر : یا جنازه من از این در می ره بیرون یا تو

*******************************

این یک داستان نیست واقعیت تلخی است اودختری 15 ساله بود که به زور او زا به عقد پسر داییش در آوردند

بدون حضور پدر عقدش کردند و بعد به پدر خبر دادند تا برای امضای عقد نامه بیاید او چهار سال است که در برابر لشکری از اقوام و سنتها می جنگد کتک می خورد به او توهین می شود و چه توهینی از این بالاتر که به شعور او و آرزوهایش که آرزوهای معمول آدمها هستند توهین می شود قانون بر سینه او دست رد می زند زیرا

با آنکه هنگام عقد راضی نبوده پدرش به عنوان ولی او عقد نامه را امضا کرده است او چهار سال است برای حقوق طبیعی یک انسان میجنگد !! و با چنگ و دندان تلاش میکند تا به لجنزاری که سنن اجتماعی غلط او را بدان سوق می دهند فرو نرود

سوال من اینست آیا اگر قتلی رخ دهد قاتل حقیقی کیست؟ اقوام؟ عاقد محترمی که بی اذن و بی حضور پدر عقد را جاری میکند ؟؟ محضر داری که از آبرویش میترسد؟ پزشکی که به دروغ گواهی بر بیماری شوهر می دهد؟قوانینی که میگویند اگر این مرد معتاد نیست مجنون نیست و یا ناتوانی جنسی ندارد پس چاره ای جز طلاق توافقی باقی نمی ماند – که آن هم  حاصل نمی شود- و... آیا اگر این دختر با مردی که فرسنگها از او و تفکراتش  فاصله دارد ازدواج کند به قتل نرسیده است؟

از مساله احساسی که بگذریم گر چه خود مساله ای عظیم برای یک زن است واو از شوهر انتصابی خود متنفر است . طبق شرع اسلام با یکدیگر هم کفو نیستند و عدم رضایت او موجب غیر نافذ بودن عقد است !!

قاتل کیست؟ آنکس که روح دخترکی 15 ساله را به اسارت می گیرد و با ازدواج اجباری در 19 سالگی او را به زنده به گور می کند و حق است که پرسیده شود "بای  ذنب قتلت* "

آیا اگر این دختر فردا به فساد کشیده شود انگشتهای متهم کننده اجتماع غیر از او عاملین این مصیبت را نشانه خواهد رفت؟

و آیا هیچ قانونی از حقوق طبیعی یک دختر 19 ساله حمایت نمی کند ؟

********************************************************************

* آیه9  سوره تکویر یعنی :" به کدام گناه کشته شد "که خطاب به مردمیست که در عصر جاهلیت دختران خود را زنده به گور می کردند.

اگر کسی راه حل قانونی برای این مشکل سراغ دارد لطفا با این آدرس تماس بگیرد:

jelvenaz@yahoo.com

ببخشید طولانی بود

نوشته شده در ۱۳۸٢/۱۱/٩ساعت ۱:٤٧ ‎ق.ظ به قلم مه مطهر نظرات () |