ماه ناموزون

مشاهده یادداشت خصوصی

نوشته شده در ۱۳٩۳/٧/٢٧ساعت ۱:٥٩ ‎ق.ظ به قلم مه مطهر نظرات () |

    خواب می بینم

    با اینکه فوق لیسانسم را تمام کرده ام اما برای صدور مدرک مجبورم هنوز دوسال دیگر

    به مدرسه بروم، درسهایی که مانده اند همیشه هندسه،جبر و یا حساب دیفرانسیل

    است. قرار است هم درس بخوانم هم کار کنم .

    از مدرسه به خانه بر می گردم همان خانه کودکیها، می دانم از اینجا رفته ایم برای

    همین همیشه آن خانه را در حال اسباب کشی می بینم، با همان دکور و وسایل

   پنج سالگی و ما یواشکی انجا زندگی می کنیم چون چهار ساال است خانه را فروخته

    و  به محله دیگری رفته ایم، همه جا پر از سوسک و خاکروبه است با این حال دوست

    دارم انجا باشم بیش از هرجای دیگر و همیشه مادرم دارد چیزی سرخ می کند که

    عطرش خانه را برداشته .

    این خوابهای تکرار شونده این چند سال است .بعد از ازدواج همیشه خواب خانه قبلی

    را می بینم.

    دیشب یک مرحله پیشرفته تر بود، آگاهانه وارد اتاقم شدم و آنجا نشستم شروع کردم

    به خلق کردن اشیاء اتاقم و دلم به شدت برای اتاق آبی دوازده متریم تنگ شده بود.

    آینه، فرش پرده همه چیز را خلق کردم و نشستم به تماشا و مادر برایم شیرینی

    کاکو (مخلوط شیر و کدو حلوایی) آورد. و من باز باید می رفتم مدرسه .

    تعداد تکرار این خواب زیاد شده فکر کنم باید پیش یک مشاور بروم و علت را جویا شوم

    نمی دانم چه چیزی در آن خانه قدیمی بلوار کشاورز نبش کوچه دریا جا مانده است.

    این روزها از آن خانه هیچ نمانده خرابش کرده اند اما خیلی واضح توی خوابهایم

     می بینمش .

  

نوشته شده در ۱۳٩۳/٧/٢٤ساعت ۱٠:۱٦ ‎ق.ظ به قلم مه مطهر نظرات () |