ماه ناموزون

دارم سعی می کنم 88 را از 93 کم کنم
بعد حاصل را در 365 ضرب کنم
به علاوه یک به خاطر سالی که 366 روز بود
دوباره حاصل را در 24 ضرب کنم
عدد به دست آمده را در 60 و بعد دوباره در 60 ضرب کنم
همه آن بالاییها ضربدر نفسهایم
به علاوه نفسهایم در حین دویدن که تندتر هستند
منهای نفسهایی که حبس کرده ام
به توان پلک زدنهایم
این محاسبه را تا ابد می توانم ادامه دهم
برای شمردن نبودن تو هنوز شمارشی اختراع نشده
همه اینها می شود صفر
تو نیستی
همین !
××××××××××××××××
برای دایی جان برای سالروز رفتنش

نوشته شده در ۱۳٩۳/۱۱/٢٥ساعت ٦:٢۸ ‎ب.ظ به قلم مه مطهر نظرات () |