ماه ناموزون

این روزها روزهای خوبی است خدا را شکر !

سرگرمم و سرشلوغ شدیدا! برنامه ریزی برای موارد ذیل باعث شده تاریخی ترین سوتی زندگیم را بدهم :))

رفته ام بانک فقرار بود برای واریز پول توسط صدا و سیما و مجتمع فنی حسابی در بانک تجارت بز کنم . بالاخره بعد از سه هفته وقت پیدا کردم بروم بانک .بعد از کلی سوال وجواب مسئول مربوطه درباره نوع حسابی که باید افتتاح کنم و اینها .فرم را پر کردم و کارمند محترم بانک که عجله ام را دید به طور موازی برایم حساب باز می کرد .در فرم نوشته بود حسابهای خود در بانک سپه را ذکر کنید با لبخند پرسیدم :" ا با بانک سپه جوینت شده اید ؟" که چشمم به تابلوی رو به رو افتاد . بله!این جانب در بانک سپه بودم ! نه بانک تجارت :)) کارمند محترم هم می خواست خفه ام کند که 15 دقیقه از وقتش را گرفته بودم .ای هم علل این سوتی تاریخی در زیر بخوانید

1) پیگیری رزومه انجمن صنفی راهنمایان گردشگری استان تهران (ایده های زیادی دارم فعلا در سطح نوشتاری داریم از خاطرات خودمان استفاده می کنیم . دوست دارم اول در قالب پاور پوینت و بعد اگر شد فیلمی کوتاه رزومه انجمن را تهیه کنم )

2)مطالب هفتگی روزنامه ملت ما ! جایی برای تفکرهای یک ساعته به سفرهایم است .بهانه ای شده کمابیش این بخش زندگیم را مکتوب کنم

3)رادیو ! برنامه مثلث هفتگیم در رادیو اقتصاد باعث شده هر از چند گاهی یعنی همان هفته ای یک بار تمام کتابهایم را دورم بچینم بخوانم و بخوانم و مطلبی آماده کنم که هم علمی باشد و هم در حد فهم مردم عادی ! دوست دارم درک مردم را از گردشگری بالا ببرم .فرصت خوبی است برای تماس با همه آنهایی که سفر می روند و نمی روند .

4) پایان نامه ! این یاور یکسال گذشته ام که مثل معشوقی زیبا رو تمام تمرکز مار در هر لحظه با خود می برد

5)دو مقاله که باید برای یک همایش و یک کتاب آماده شود :)

6)مهربانی استاد خوبم دکتر قادری در پیشنهاد یک پرو.ه که نمی دانم کجای دلم بگذارمش !

7)کلاسهای وقت گیر راهنمایان تور که شادابی بچه ها روح تازه ای در کالبد نیمه جان خسته ام می دمد .

8) کلاس ورزش ! با پیگیری دوست خوبم الهام مضیفیان که با عشقش این تنبلی 29 ساله را از تنم زدود و حالا هفته ای دوساعت فقط برای این جسم همراه مهربان فعالیت می کنم.برای اینکه سالم بماند و مثل این سالها همراهیم کند .

9) حمید مهربان با قبولیش در فوق لیسانس هم به کارهایم افزوده ف به تحقیقهای او هم کمک می کنم

10)جلسات دو هفته یکبار هیئت مدیره انجمن !

11)همفکری با محمد منظر ن.اد برای تشکیل کمیته نظارت بر آژانسها و راهنمایان  !

12)طراحی سوال و تصحیح اوراق امتحانی بچه های راهنما!

13) کارهای خانه برای اینکه تبدیل به طویله نشود این یعنی جارو کردن و و طی کشیدن و گردگیری دو بار در هفته و شستن توالت و حمام یک روز در میان به دلیل رسوبات آب ! و از همه سخت تر اینکه "امروز نهار و شام چی بخوریم :( " ژختن غذا راحت است اما تصمیمش سخت !

14) سر زدن به مادرها ! که از همه دنیا واجب ترند این یعنی هفته ای دوشب بنشینی کنار دلشان تا حرف بزنند ! قربان صدقه ات بروند و تو سر حال باشی تلفن حرف نزنی و...

15)سفرهای جمعه ها برای بازآفرینی روحی (ناسلامتی خیر سرمان درس خوانده ایم که بفهمیم همه مسخره بازیهای صنعت جهانگردی برای ارتقای توان روحی نوع بشر است"

16) افرادی که باید دعوت کنم :"نسیم مهربان ایوار که الان سه ماه است می خواهم دعوتش کنم ! الدوز دوست همیشه  ام که دلم برایش یک ذره شده ! دو فقره عروس و داماد که باید پاگشا شوند "

17) رفت و آمد خانوادگی با دوستان عزیز تر از جان که نباید تحت تاثیر کارها قرار بگیرد!

18)صله رحمی که شرمنده می شوم از یاد آوریش ! هنوز عید دیدنی یکی از پسر عموها نرفته ام ! زن دایی مهربان که مادر دوم من است و وقتی برای دیدنش نگذاشته ام !خاله های مهربان که باید بروم و حالی بپرسم و دایی زاده هایی که همواره خواهر و برادرم بوده اند و جز عشق نثارم نکرده اند که این روزها نمی توانم دمی پیششان بنشینم و دلم برای همه یک ذره شده است .

19)ژیشنهاد های کاری که دارم سعی می کنم نگهشان دارم !

20)تورهایی که کنسل می کنم :( و توری که احتمالا این هفته می روم :)

21)دمی برای نفس کشیدن ! شاهنامه خوانیهای شبانه با مهربان همسر ! گپ و گفتهای همسرانه ! فیلمهایی که می بینیم

22)اتو کردن لباسهایی که تلنبار شده اند به میزان روزی یک عدد!:))

23)کفش ندارم ! می شود یک نفر برود جای من کفش بخرد ! شماره پایم 40 است و یک جفت کفش مشکی ژاشنه بلند و یک جفت قهوه ای نیازمندم ! در صورتی که کفش فروشی تحویل در محل می شناسید بگویید :)

24)رفتن پیش مشاور گران قیمتی که کمی این فشارها را بالانس می کند

25) رفته ام دکتر چشم !چشمهایم ضعیف شده ولی وقت نکرده ام بروم عینک سفارش بدهم همان کسی که می رود کفش بخرد عینک هم بخرد لطفا !

26)کهیر چی می گه این وسط ! بدنم کهیر زده دکتر ابله می گوید نیش حشره است مجبور به خود درمانی شدم که کمی بهتر شده خدا را شکر

27)دلم می خواهد شعر بگویم ! بروم ژیش دکتر الهی قمشه ای کمی ببینمش حرف بزنیم که این وقت نمی شود .

 

نوشته شده در شنبه ۳٠ مهر ،۱۳٩٠ساعت ۱۱:۳۸ ‎ق.ظ به قلم مه مطهر نظرات () |

      سفرهای ناصرالدین شاهی به فرنگ

      افتخار دولت اختلاس ملی

     یاعلی !

     آهن گداخته ات را به حلقم بگذار که موسی وار

    الکن روسیاهی این ذغالان شده ام

    این روزها

    با چراغهای پرمصرف بیت المال

    خانه شان را آذین می بندند به چهل چراغ دروغ

نوشته شده در پنجشنبه ٧ مهر ،۱۳٩٠ساعت ٤:٠٥ ‎ق.ظ به قلم مه مطهر نظرات () |