ماه ناموزون

دچار خود سانسوری خبری شده ام،یعنی آگاهانه به عنون دریافت کننده پیامها دیگر هیچ خبر سیاسی اجتماعی را دنبال نمی کنم فکر کنم تبدیل به ماشین شده ام حس ناسیونالیزمم به شدت کاهش پیدا کرده ، انگار همه اشکهایم را همان یک ماه اول بعد از انتخابات ریخته ام ، دوست ندارم هیچ چیزی بشنوم .عمیقا معتقدم خلایق هر چه لایق و ا.ن برآیند مردم فاسد و دو دره باز و دروغگوی خودمان است .از همه بدم می آید . همه نظام ارزشیم به هم ریخته ،بر خلاف ظاهرم بسیجیها زمانی محبوب ترین آدمهای دور و برم بودند اگر در جایی احساس خطر می کردم به دلیل خاطرات خوب کودکیم حتما به یک برادر ریشو کهپیراهنش را روی شلوارش انداخته بود پناه می بردم اما این روزها با دیدن این صحنه فقط یک سوال در ذهنم متبادر می شود :"داغ چند فرزند را بر دل چند مادر گذاشته ؟" آنقدر در بند قضاوت اینها در گیر شده ام که آرامشم را از دست داده ام فبادیدن دوستانم که به خیابانها می روند احساس می کنم منافقم ،اما از سویی هدف ارزشمندی برای مبارزه پیدا نمی کنم چون خانه از پای بست ویران است ، چه مرگ بر آمریکا چه مرگ بر روسیه .هردو نمایانگر جهل جهان سومی ملتی است که از یک دشمن فرضی می ترسد و نمی داند که از ماست که برماست و به نظرم این دیدگاه ره به ترکستان است .چه چین ،چه آمریکا ،چه روسیه ،اگر من ایرانی خودم را پیدا کنم هر کدام سگ کی باشد .کرزای بعد از انتخابات اولش گفت :"دوستان خارجی ما اجازه دهند در آرامش خودمان مشکلاتمان را حل کنیم " و بعد هم انتخابات را باطل کردند . و ما هنوز در تمام جناحها زا لولوی سر خرمنی می ترسیم که می خواهد مارا نابود کند ،همیشه خوانده بودم کسی که اعتماد به نفس دارد مسئولیت کارش را می پذیرد ، و کسی که اعتماد به نفس ندارد خطاهایش را گردن این و آن می اندازد ،به نظرم ما اعتماد به نفس ملی نداریم . تا خودمان را درست نکنیم ،مستعمره خواهیم ماند فقط الان جابه جایی استعمار گر داریم ،تا دیروز انگلستان خون ما را می مکید و حالا نوبت چین و روسیه و آمریکاست .ناگاهان سفاذت انگلستان بسته شد و چرخش استعمارگر اتفاق افتاد و ما هنوز چشممان را باز نمی کنیم و نمی فهمیم ماییم که ابلهیم ،که اجازه می دهیم مارا استعمار کنند .اول مرگ بر جهل ما ،مرگ بر توهم توطئه ما ،زمانی که اینها بمیرند آن وقت با هوشمندی همان روسیه و چین و آمریکا دوستان خارجی ما خواهند شد .من نمی دانم مگر چه تحفه ای هستیم که همه عالم و آدم انرزژی بگذارند اینجا براندازی انجام دهند .ما که دربست بازار بلامنازع محصولات خارجی هستیم ،ما که شکر خدا دیگر صنعت و کشاورزری نداریم آخر کدام احمقی چنین بازار آماده ای را تغییر می دهد ؟ حالم دارد به هم می خورد . امروز در خانه نشستم و فقط فکر کردم نه ای میلی خواندم نه خبری گوش دادم نه حتی به تلفن دوستانی که خبر از شلوغی شهرشان می دادند اهمیتی دادم .

دچار بیماری بی تفاوتی شده ام ؟

نوشته شده در چهارشنبه ۱۳ آبان ،۱۳۸۸ساعت ٧:٥٠ ‎ب.ظ به قلم مه مطهر نظرات () |