ماه ناموزون

در شوره زار ها

شتر می روید

در

دلم تو...!

**************

پاگشا ....

 

نوشته شده در پنجشنبه ۳٠ خرداد ،۱۳۸٧ساعت ۸:٤٥ ‎ب.ظ به قلم مه مطهر نظرات () |

یک ماه می شود که دلم را خریده ای

دیروز از در خانه داخل شدم با یک بغل گل سرخ و داخل شدی با یک بغل دیگر گل سرخ

یک ماهگیمان بود

من در کنار تو متولد شدم و تو می گفتی که از نو آمده ای

یک ماهگیمان مبارک

نوشته شده در چهارشنبه ٢٢ خرداد ،۱۳۸٧ساعت ٩:۱٩ ‎ب.ظ به قلم مه مطهر نظرات () |

تو آنجا ایستاده بودی قرنها

من دیر رسیدم

جایت به رنگ دریاست

********************

کی آن سجود ابدی خواهد آمد

جشن پیوند من با نو در یک سجود

آرزوی دوری نیست ، توهمین جایی این طرفتر از حبل ورید

 و من دو کهکشان دورتر از تو دعا می خوانم

چه وقت  من لباس سفید نور به  تن کنم؟

دست گل حضور به دست بگیر

و بوسه ...

یاد آن بوسه به خیر که لحظه ای بود در رویا که همه تو بودی و من.....

روحم را به نامزد گرفتی و من حلقه بندگیم را گم کرده ام

مرا می بخشی؟ ....

تو اینجایی این طرف تر از روحم و من دو کهکشان دورتر زنجموره می کنم

 

نوشته شده در چهارشنبه ۱ خرداد ،۱۳۸٧ساعت ۱۱:٢٤ ‎ب.ظ به قلم مه مطهر نظرات () |