ماه ناموزون

دوباره برای بیست و چندمین بار زاده میشوم

من که دختر رنگ رنگ پاییزیم

این بار به رنگ بی رنگی زاده می شوم

آی شعر!شعر می فروشم

خانه دارها و بچه دارها

کاغذهای سفیدتان را بیاورید شعر ناب دارم

شعری بی رنگ

ببخشید اگر کاغذتان در این بیست و چندمین سالروز آمدنم چروک بر می دارد

آخر شعر بی رنگم به شوری دریاست

شعر می فروشم !کسی اینجا دل سیاهی ندارد ؟

پول سیاه پیش کشتان ! دلهایتان هم که سیاه باشد خوب است

من اینجا برای نجات بشر شعر می فروشم

ببخشید اگر کاغذتان در این بیست و چندمین سالروز آمدنم چروک بر می دارد

آخر شعرم رنگ باران دارد

من اینجا هوار می فروشم

من اینجا درد می خرم

آی...خانه دارها! بچه دارها !

خروس قندیهایتان را غلاف کنید !

دوباره برای بیست و چندمین بار زاده می شوم

من که دختر رنگ رنگ پاییزیم

این بار به رنگ بی رنگی زاده می شوم

نوشته شده در سه‌شنبه ٢٧ آذر ،۱۳۸٦ساعت ٢:٠٩ ‎ق.ظ به قلم مه مطهر نظرات () |