ماه ناموزون

به کمی واقعيت احتياج دارم و يک عالمه اطمينان

***********

چرا صبح نمی شه ؟

**********

بی مزه است که بگم کامپيوترم خراب بود آپ ديت نميکردم چون اونقدرها هم حالش خراب نبود

**********

خدايا تو اونقدر بزرگی که جواب دادن به اين سوال من اصلا برات کاری نداره پس لطفا يه نشونه

**********

تو فيلم زير نور ماه ميگه :خدا اونقدر  بزرگه که با هيچ گناهی نميشه ازش دور شد

من عاشق اين بيت شيخ بهاييم:

اميد بهايی کرم دم به دم توست

                                          يعنی که گنه را به از اين نيست بهانه

خوب پس اگه دور نشدم حتما يا کور شدم يا کر ؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

کسی چيزی می دونه؟

******************

به صحرا شدم عشق باريده بود

چنان که پای مردمان به برف فرو شود پايم به عشق فرو ميشد

                                                                              بايزيد بسطامی

 

 

 عکس بالا محراب خلوتکده بايزيد هست در شهر بسطام يادگار اولين همايش اکو توريسم استان سمنان يادمه وقتی رفتم توی خلوتکده در را از پشت بستم اول کمی برای فرماندار شاهرود که داشت اون بيرون توی حيات امامزاده از پتانسيل های استان ميگفت دلم سوخت ولی بعد ازش متشکر  شدم که طبق عادت مسولان اينهمه حرف زد چون من و بايزيد توی اون حال و هوا خوب با اون يار تنها کرده بوديم

*******************

امروز نگار جونم (يکی از دوستهای قديمی) يک بيت شعر بی هوا جلوی آی ديش نوشته بود که تا حدود زيادی جواب همان سوال ديروزم بود آن بيت اين بود:

هر که سودای تو دارد چه غم از هر دو جهانش

                                                           نگران تو چه ترسی و چه بيم از دگرانش

*********************

امروز يار هميشگی يه جواب خوب به سوال ديروزم داد بعدشم با اين بيت شعر حسابی شرمنده شدم

********************

امروز با تمام وجود معنی اين فراز از دعای کميل* را لمس کردم

؛و باسمائک اللتی ملئت ارکن کل شيء؛ معنيش اينه که و تو را به آن نامهايت سوگند ميدهم که ارکان و اساس هر چيز را پر کرده است

هميشه وقتی اين يک جمله را  می خوانم با تمام وجود حس ميکنم خدا بغلم کرده

فکرش هم عظيم است اساس همه چيز از او پر است حتی همين صندلی که روی آن نشسته ايم  چه برسد به روح ما که مستقيما با او در ارتباط است

امروز لبخند او را از ورای اشکهای خودم و يک نفر ديگر ديدم و ديدم که چگونه در آغوشمان گرفته.

ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

* دعای کميل دعايی است که حضرت علی (ع) آن را به يکی از شاگردان خود به نام کميل هديه داد و به نظر من يک معجزه است

******************

و يک جمله ديگر از حضرت علی که باعث شد يک ساعت تمام سکوت کنم و يک ساعت ديگر هم فکر و يک نصف روز مست باشم

؛بزرگترين افتخار من بندگی توست؛

*****************

تا قبل از عکس مال ديروز است ولی بعد از عکس مال امروز يعنی ۲۴/۱ می باشد ححيفم اومد توی آپ ديت ننويسمشون

*************

چقدر طولانی شدببخشيد

نوشته شده در دوشنبه ٢٤ فروردین ،۱۳۸۳ساعت ٤:۳۱ ‎ق.ظ به قلم مه مطهر نظرات () |

 

درگاه نامه ایران باستان دوازده ماه سی روزه  و پنج روز و اندی که خمسه مسترقه نامیده میشود  که با اینکه در آخر سال قرار می گرفت نشان از آشفتگی پیش از آفرینش بود در عید دوازده روز جشن می گرفتند و به جشن و پایکوبی می پرداختند برابر دوازده ماه سال و هر روز معرف یک ماه بود و روز سیزدهم نماد خمسه مسترقه* است که معرف آشوب نخستین جهان پیش از نظم و آفرینش می باشد.چون سیزده معرف آشوب ازلی پیش از آفرینش است. هر نوع آشوب پیش از نظم گرفتن نحس محسوب می شده و بی نظام به شمار می آمده دنیا پس از برقراری نظم مقدس می شود پنج روز (خمسه) مقدس نیست.پس به در هم مقدس نیست و به عبارتی نحس است در گذشته مراسم از خانه بیرون زدن و جشن و پایکوبی در اماکن عمومی و گاه مراسم ارجی** برگزار می شده که آثارش تا دوره صفویه  هم مشاهده می کنیم مثلا در دوره صفویه زنان که همه چادر به سر می زدند در روز سیزده  نوروزی بی  روبند و چادر به خیابان می آمدند مراسم دیگر به آب سپردن سبزه است که هنوز هم رواج دارد و ریشه در اعتقادات آناهیتایی *** ایرانیان باستان دارد که از جمله آن نوشتن آرزوها در نامه ای و سپردن آن به آب است که نمونه های آن مانند نوشتن نامه به افراد مقدس و انداختن در چاه ومقدس و پاک شمردن آب و... هنوز هم وجود دارد. و دیگر سبزه گره زدن برای دختران دم بخت که باز هم به نوعی برگرفته از همان آیینهای کهن است.

(برگرفته از کتاب از اسطوره تا تاریخ دکتر مهرداد بهار)

__________________________________

*خمسه مسترقه یا پنجه دزدیده : آشوب ازلی را  در این پنج روز مجسم می کردند و به این مفهوم که نظم و قانون در این پنج روز وجود ندارد در این ایام مراسم ارجی و یا در بین النهرین زنای مقدس رواج داشته همچنین مراسم میر نوروزی نیز بوده به این ترتیب که دزدی حاکم می شده و در گوش فرمانروا می زده این به نحوی آشوب و بی نظمی حساب می شده

**ارجی(به ضم الف) همبستری گروهی

***آناهیتا  الهه آب و باروری

**************************

روایت دیگری که در افسانه ها آمده اینستکه سیزده به در را منسوب به حضرت سلیمان می کند به این ترتیب که سلیمان خاتمی داشت که بر روی آن اسم اعظم نوشته شده بود سلیمان همواره این خاتمرا در دست داشت مگر هنگامی که به حمام میرفت که در آن هنگام آنرا بدست کنیزی امین می سپرد دیوان که پس از حکومت سلیمان به بردگی گرفته شده بودند همواره در صدد باز یابی آزادی خود بودند یکی از روزهایی که سلیمان به حمام رفته بود دیوی خود را به شکل او در آورده و انگشتری را از کنیزک به فریب می گیرد*  پس از آن به جای سلیمان بر تخت می نشیندو سلیمان را چون دیگر خاتمی نداشته مدعی معرفی می کند و مردم اورا از شهر بیرون میکنند و ظلم و بیداد میکند از آن سو سلیمان به خارج شهر می رود و در کنار رودخانه ای به ماهیگیری می پردازد تا اینکه یکی از روزها سلیمان قلابی (دیو) به کنار رودخانه می رود و انگشتر در رودخانه می افتد و ماهی آنرا می بلعد و بعد آن ماهی در تور سلیمان اسیر میشود و انگشتر دوباره به سلیمان باز می گردد مردم که از دست ستمهای سلیمان قلابی به ستوه آمده بودند سر به بیابان می گذارند و برخی از آنها سلیمان حقیقی را می بینند و تقاضا می کنند که نجاتشان دهد او می گوید به تمام مردم بگویید تا در 13 روز بهار به دشت ودمن بیایند و او دوباره در آن روز بر تخت می نشیند و آنروز را تا پایان جهان روز پایکوبی و شادی در طبیعت می نامد

_____________________________

*حافظ بیت شعری دارد که اشاره به همین افسانه است :

من آن نگین سلیمان به هیچ نستانم                  که گاه گاه بر او دست اهرمن باشد

************************

البته تمامی افسانه ها معانی و اسراری عمیق دارند  که پیامی عظیم در ورای زبان سمبلیک آنها نهفته است

***********************

امید وارم سیزده به در به همه خوش بگذره

***********************

خیس بودیم یادت هست؟

جاده که می گذشت ترسیدم

سرما نخوری ؟!؟!؟

نسیم تو را برده بود

*************************

امان از اين وبلاگ وطنی امروز ۱۳ فروردين من اومدم به وبلاگ خودم سر بزنم ديدم از پست دفعه قبلم فقط عنوانش اومده الان هم دفعه سوم که دارم ميفرستم همش ارور می ده من که دارم خل می شم

اميدوارم ۱۳ به در به همه خوش گذشته باشه

نوشته شده در سه‌شنبه ۱۱ فروردین ،۱۳۸۳ساعت ۱۱:٤۱ ‎ب.ظ به قلم مه مطهر نظرات () |

با تو همه چیز جان می گیرد

آسمان

            کویر      

                         عشق

                                       قلم

                                                   .....

ای کاش هرگز ندیده بودمت!!!!!!!!!!!

*********************************

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

**********************************************

همینجوری الکی حال می کنم خالی باشه مثلا جیغ بود         

 

 

نوشته شده در پنجشنبه ٦ فروردین ،۱۳۸۳ساعت ۳:۱۱ ‎ق.ظ به قلم مه مطهر نظرات () |